عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
161
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
گشته از زهر جفا ، سينه و قلبم مجروح * خون دل آمده ، از چشم درربار شده هرچه فرياد كشيدم : ز عطش سوختهام * نه كسى باخبر از من ، به شب تار شده بر رخم بسته در و حجره و محبوسم كرد * خود گرفتار غضب ، آتش قهّار شده آخر الامر به مقصود خودش نائل شد * ليك آرام دلم ، زار و عزادار شده قطره ، زين ماتم عظمى ، دل دريا خون شد * شور عاشور ، دگر باره پديدار شده غمخانه بار ديگر عالمى غمخانه شد * غمفزا از نالهء جانانه شد در عزاى نور چشم احمدى * غرق ماتم شد جهان سرمدى قلزم كون و مكان آمد به جوش * مىرسد بر گوش دل ، بانگ سروش شد پريشان خاطر بدر الدّجى * آن سمّى مصطفى ، پور رضا آن جواد جود ربّ العالمين * شد مشوّش خاطرش از زهر كين در جوانى شد خزان گلزار او * زرد گشته چهرهء گلنار او همسرش ظلم و ستم بنياد كرد * بهر قتلش هر زمان امداد كرد بود در خانه ولىّ كائنات * در تلاطم ، كشتى بحر نجات ز آه جانسوزش دل زهرا شكست * در برويش ، مشرك ملعونه بست هرچه گفت از زهر قاتل سوختم * شمع جان در نار جور افروختم هيچكس غير از خدا يادش نكرد * گوش بر افغان و فريادش نكرد عاقبت با لعل عطشان ، داد جان * همچو جدّش بر لب آب روان رخت بست و رفت از دار فنا * شد جهان در ماتمش ، ماتمسرا قطره ، جسم اطهرش عريان نبود * اهل بيتش بىسر و سامان نبود بىكفن جسمش نشد پنهان به خاك * جسمش از خنجر نگشته چاك چاك خزان گلزار بعد سلطان سرير عدل و داد * تكيه زد بر تخت « كرّمنا » جواد